ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

331

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

تسخير حلب در سر افتاده بود و ابن الحتيتى [ 1 ] رئيس حلب از تاج الدوله تتش صاحب دمشق خواسته بود كه به حلب بيايد تا شهر را تسليم او كند . چون تتش به حلب لشكر برد سليمان بن قتلمش به دفاع بيرون آمد و نبردى سخت در گرفت و ارتق در اين نبرد دليريها نمود . و تتش حلب را بگرفت و رئيس حلب ابن الحتيتى به ارتق پناه برد ، ارتق نيز او را از سوى سلطان تتش پناه داد . تاج الدوله تتش ارتق را امارت قدس داد و او در سال 483 در آن شهر جهان را بدرود گفت . پس از او دو پسرش ايلغازى [ 2 ] و سقمان به جاى او نشستند . علاوه بر قدس رها و سروج نيز از آن ، آن دو بود . چون در سال 491 فرنگان انطاكيه را گرفتند امراى شام و جزيره و ديار بكر اجتماع كردند و انطاكيه را محاصره نمودند ، سقمان در آن روزها دليريها نمود . سپس ميان سرداران فرنگ اختلاف افتاد و از يك ديگر جدا شدند و مصريان به طمع باز پس گرفتن قدس از ايشان بجنبيدند . الملك الافضل كه بر امور دولتشان استيلا داشت به سوى قدس لشكر راند و چهل روز شهر را محاصره نمود سپس مردم امان خواستند و تسليم شدند . سقمان و ايلغازى پسران ارتق و پسر برادرشان ياقوتى و پسر عمشان سونج كه در قدس بودند نزد الملك الافضل رفتند و او گراميشان داشت و در حق ايشان نيكى كرد و يكى را از جانب خود امارت قدس داد و به مصر باز گرديد . ولى فرنگان بار ديگر آمدند و قدس را - چنان كه در اخبار سلجوقى آورده‌ايم - تصرف كردند . ايلغازى به عراق رفت و شحنگى بغداد يافت و سقمان به رها رفت و در آنجا اقامت گزيد . ميان او و كربوقا صاحب موصل فتنه‌ها و جنگها بود و در يكى از اين جنگها بود كه ياقوتى پسر برادرش اسير گرديد . در سال 495 قوام الدوله كربوقا بمرد و پس از او فرمانروايى موصل به موسى تركمانى رسيد . موسى تركمانى ، در حصن كيفا ، نايب كربوقا بود . جكرمش صاحب جزيرهء ابن عمر بر سر او لشكر برد و او را در موصل به محاصره افگند . موسى ، از سقمان بن ارتق يارى خواست ، بدان شرط كه حصن كيفا را به او دهد . او نيز به ياريش برخاست . جكرمش نيز دست از محاصرهء موصل برداشت . چون سقمان نزديك شد موسى به استقبال او بيرون آمد ولى به دست يكى از غلامان قوام الدوله كربوقا بناگاه كشته شد . سقمان به حصن كيفا بازگشت و آنجا را در تصرف گرفت . آنگاه ميان ايلغازى و كمشتكين القيصرى فتنه افتاد و اين به هنگامى بود كه بركيارق او را شحنگى بغداد داده بود و حال او از سوى سلطان محمد شحنگى بغداد يافته بود . ايلغازى ، كمشتكين را از دخول به شهر مانع آمد و از برادر خود سقمان يارى خواست . سقمان با لشكرى از حصن كيفا بيامد و تكريت را تاراج نمود . ايلغازى نيز به تكريت رفت و صدقة بن مزيد

--> [ ( 1 ) ] متن : ابن الحسين . [ ( 2 ) ] متن : ابو الغازى .